محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
168
خلاصة الحكمة ( فارسى )
دارد از انكسار نزد صدمات و سقطات ؛ و آن كه اعضاء لينهء بى حُجُب به اعضاء صلبه ملاقات ننمايند كه مضرّر نگردند ، بلكه به جرمى كه متوسّط ميان اعضاء لينه و صلبه باشد - كه عبارت از غضروف باشد - [ ملاقات كنند ] . و فايدهء خلقت فِقار ظَهْر : [ در ] قبل ذكر يافت كه : مسلك و وقايه باشند براى نخاع كه محلّ روح است و قوّت نفسانى است و خليفه و دنبالهء دماغ است در ايصال آن به ساير اعضاء و منبت اعصاب و حركت مادون رقبه است تا قدم . و ديگر آن كه : وقايه و جُنّه و سپر باشند براى اعضاء شريفه كه موضوعاند زير آن ، و از اين جهت ، صاحب « شَوك » « 1 » و « سناسناند » . و ديگر آن كه مبنا و ابتداء جمله عظام بدن است ؛ مانند چوبى قوى در وسطِ زير كشتى در طول - به هيأتى كه مىخواهند - و بر اطراف آن در عرض ، چوبهايى ديگر جا به جا نصب نموده و شكل و هيأت كشتى را مرتّب ساخته ، پس به بالاى آن ، تختهها وصل مىنمايند و در اندرون آن ساير اسباب آن ، و لهذا بايد آن چوب اوَّلى و چوبهاى اطراف آن همه صلب و قوى و مستحكم باشند ؛ تا تاب صدمات از خارج و اثقال از داخل را توانند آورد . و همچنين بنيهء بدن ، تمام به استحكام فقرات ظهر و اضلاع آن برپاست و ساير اعضاء ، متعلّق بدانند . و ديگر آن كه تا مستقل باشد و انسان ، تمكّن و اقتدار بر حركات به جميع جهات و انحاء مختلفه و انقباض و انبساط و غيرها تواند داشت . و منفعت تعدّد و كثرت اضلاع : محافظت اعضاء درونى ، از اعضاء تنفّس و قلب و كبد و غيرهاست .
--> ( 1 ) . الف : شوكت .